تبليغاتX
کانون صنفی فرهنگیان قزوین

سرمایه: کانون صنفی معلمان ایران در پیامی خطاب به معلمان و مردم، روز جهانی معلم را تبریک گفت. در بخشی از این پیام ضمن انتقاد به سیاست های وزارت آموزش وپرورش، آمده است: «طرح ساماندهی نیروی انسانی به عنوان صرفه جویی در حالی از سال گذشته تاکنون به اجرا درآمد که مجلس شرط اجرای آن را اصلاح این طرح دانست. دولت با ادغام دو یا سه مدرسه دولتی جمعیت کلاس درس را از حد استاندارد 20 تا 25 نفر به 35 تا 40 نفر رسانده است. طرح خصوصی سازی مدارس نیز به عنوان صرفه جویی و به اصطلاح سپردن کار مردم به مردم مطرح و اجرا می شود. در حالی که آموزش بین الملل طبق تحقیقات علمی و گسترده ای خصوصی شدن مدارس را به این دلیل مردود اعلام کرده که نه تنها موجب اختلاف طبقاتی در جامعه خواهد شد بلکه به دلیل تبدیل دانش به کالای مادی، کیفیت آموزش و تربیت را به خطر خواهد انداخت. از آن جایی که وظیفه معلم و آموزش ایجاد تغییر مثبت در زندگی دانش آموز است آیا با این طرح ها ما شاهد تغییرات منفی در دانش آموزان و سپس جامعه نخواهیم بود ؟ تا کی باید آموزش و پرورش محل آزمون و خطای سیاستمداران باشد.» در بخش دیگری از این پیام ضمن انتقاد از سوء مدیریت در این وزارتخانه، آمده است: «در سال های اخیر نه تنها سوءمدیریت ها درمان نشد بلکه بدنه ادارات با نیروهای مازاد فربه تر گشت. مساله بیمه - صندوق ذخیره فرهنگیان - بیمه های تکمیلی - انتخاب مدیران اصلح -رسیدگی به حقوق معلمان مدارس استثنایی و عدم تامین معیشت، معلمان بازنشسته و صدها مساله دیگر همچنان بی پاسخ مانده است،، تا زمانی که معلمان کشور را به عمد، از حقوق صنفی شان محروم نمایند، وضع جامعه کمابیش همین خواهد بود.»

در پایان این پیام، پیشنهادهایی برای زنده نگه داشتن روز جهانی معلم، به شرح زیر ارائه شده است: «1- روز دوشنبه  13 مهرماه 88 مصادف با 5 اکتبر، روز جهانی معلم را به یکدیگر تبریک بگوییم و با بردن گل و شیرینی به مدرسه این روز را گرامی بداریم. 2 - به هر شکل ممکن نظیر جلسه شورای معلمان یا زمان زنگ های تفریح در دفتر مدرسه این روز را ارج نهیم.»

روز پنجم اکتبر سال (1966 میلادی) بنا به توصیه یونسکو و سازمان جهانی کار در رابطه با وضعیت معلمان، به اتفاق آرا توسط همه کشورهای جهان به تصویب رسید. این اولین سند بین المللی ای بود که در آن، اهمیت بنیادین داشتن معلمانی با کیفیت عالی و نظام های با ثبات آموزش عمومی، توسط دولت ها به رسمیت شناخته شد. اهمیت این توصیه ها به قدری است که سال 1994، در چهل وچهارمین اجلاس وزرای آموزش وپرورش جهان روز 5 اکتبر به عنوان سالروز تصویب آن به نام روز جهانی معلم نامگذاری شد.

در این اجلاس محمد علی نجفی وزیر سابق آموزش وپرورش نیز شرکت داشت و مصوبات مذکور مورد تایید ایران قرار گرفت. هرسال در چنین روزی یونسکو و سازمان های وابسته به سازمان ملل پیام هایی به روسای کشورها و خانواده ها می فرستند که احترام به معلم و قدردانی از او و ایجاد شرایط مناسب کار، در سرلوحه آن قرار دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 21:43  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
این هم کلیپ سوتی خانم کشاورز وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش که قبلا” خبرش درج شده بود.

دانلود       با فرمت ۳gp  حجم ۱MB

دانلود    با فرمت wmv حجم ۲MB

سوسن کشاورز وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش وقتی نوبت به سخنرانی اش شد, تحت تاثیر جو مجلس مسیر را اشتباه رفت که باعث خنده نماینده گان شد او ابتدا از پله های هیات رئیسه بالا رفت که هیات رئیسه اشاره کرد جایگاه ناطقان پایین است . این وزیر سپس از پله های جایگاه ناطقان بالا رفت ولی بدون توقف در مقابل میکروفن از پله های آن طرف پایین آمد . که در این هنگام یکی از نماینده های اصولگرا به سرعت خودش را به او رساند و به او گفت که وقتی که از پله ها بالا رفت نباید از این طرف پایین بیاید و باید در مقابل میکروفن بایستد و سخنرانی کند . که سرانجام خانم سوسن کشاورز وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش موفق شد درپشت میکروفن قرار گرفت و سخنرانی اش را انجام داد(روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 1:26  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 

دختر خانمی سوال می کنند:

آقای احمدی نژاد اخیرا گفتند اگر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شوند مسئولین دولتهای قبل را محاکمه خواهند کرد

و اما جواب دکتر جهانگیری

دانلود کنید

3gpبا حجم 1.5mb

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 14:41  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
هر چند خود احمدی نژاد کاریکاتوره ولی چند تا(23تا) کاریکاتور داغ از آقای احمدی نژاد رو داخل یک فایل zip گذاشتم حتما دانلود كنيد.

دانلود کنید با حجم 900kb

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 15:34  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب .
و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس .
و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو .
و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 14:13  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
البته جای شکی باقی نبود مخصوصا جمله رهبری:

مگه میشه در نظام جمهوری ۱۰-۱۱ میلیون رای جابجا بشه(ولی شد)

رهبری با این جمله خودش به همه فهموند که انتخابات رو باید تایید شده در نظر بگیرید

برای کاهش التهابات شورای نگهبان وقت اضافی گرفت

حالا جالبه ۱۰ درصد از آرا رو شمردن جلوی دوربین صدا و سیما مظلوم نمایی می کنند  که آقا رای احمدی رو دزدین

فکر کردن همه مثل خودشون گوششون درازه و با این جمله شاخهاشون می زنه بیرون

۱۰ درصد آرا رو الان می شمارید؟

آقای موسوی گفتند ۲۰ میلیون تعرفه اضافی چی شد؟ واقعا چی شد؟(استفاده شد)

مگه پیشنهاد ندادن به شما که اسامی رو با ثبت احوال مطابقت بدید پس چی شد؟

میگن (تو سایت های مختلف هست) در مجلس سوم هم تقلب گسترده شده بود از شورای نگهبان خواستند که انتخابات رو تایید کنه(به خاطر شرایط جنگ و مشکلات درون کشور و اینکه اختشاشات به وجود می آید) اون موقع آقای صافی گلپایگانی دبیر شورای نگهبان بودند که بعد از این ماجرا استعفا دادند(و آدمی مثل جنتی (متاسفم) به این سمت گماشته شدند) آیا آقای جنتی این وجود رو در خودت می بینی استعفا بدی؟

پیامک ها چرا قطع شد؟

چرا دروغ می گید

تقلبم اندازه ی مشخص داره

مگه این دنیا چقدر ارزش داره

چقدر خودتون رو فروختید؟

به چی سیگار؟ یا...

چرا کلاه شرعی رو سرتون گذاشتید و عوام فریبی می کنید؟

آیا اون دنیا نباید جواب بدید؟

چرا ندا آقا سلطان رو می کشید میندازید رو دوش منافقا؟

آیا بزرگترین منافقهای ایران خودتون نیستید؟(پیامبر(ص) می فرماید:منافق را نمی توانید در نماز و روزه وحجش بشناسید بلکه به امانت داری و صداقتش باید توجه کنید که الحمدا...)

هنوزم خبر هاله نور احمدی نژاد رو تکذیب می کنید؟

(در ضمن خودتون گوشتون درازه)

حداقل این ماجرا این بود که وجاهت خودتون رو از دست دادید

احمدی نژاد رئیس جمهور من نیست چرا که با تقلب بر این مسند نشسته حتی اگر شورای نگهبان که ۷ نفر از اعضاش در جریان انتخابات برای احمدی نژاد تبلیغ می کردن این انتخابات رو تایید کرده باشه

حتی اگه حامی مثل مجتبی ... داشته باشه

حتی اگه رهبر ازش حمایت کرده باشه

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 2:45  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
ما بی شماریم، این همان رازی بود که وقتی گفتیمش حتی خودمان هم باور نمی کردیم. حتی نمی توانستیم تصور کنیم که این ” ما” تا کجا بزرگ و تا کجا بی پایان است. امروز بعد از چند ماه، این ” ما” چنان تنومند و بلند قامت و استوار شده است که حالا دیگر خبر اول جهان است. ما بر تصویر کریهی که احمدی نژاد از ایران و ایرانیان ساخته بود، پیروز شدیم. امروز همه جهان باور کرده است که احمدی نژاد هیچ ربطی به ایران ندارد، که ” ما” چنان کردیم که جهان امروز می داند مردم ایران با شجاعت و دلیری رای به احمدی نژاد نداده و با تمام وجودش پای انتخاب خود ایستاده است. امروز تمام جهان تصویر مقاومت تهران است در مقابل دیکتاتوری و استبداد. داستان شهامت و درایت و صلح خواهی یک ملت. ما پیروز شدیم.

ما پیروز شدیم، چون توانستیم چهره ایران را از ایران احمدی نژاد به ایران مردمی مصمم برای احقاق حقوق مدنی خود تبدیل کنیم. امروز چهره ایران در جهان دیگر چهره مرد دروغگوی تندرویی نیست که جنگ می خواهد، بلکه چهره زیبای پسران و دخترانی هستند که آزادی می خواهند و می خواهند خواسته شان را به متقلبان و دروغگویان تحمیل کنند.

ما پیروز شدیم، چون توانستیم یک انتخابات را به یک جنبش تبدیل کنیم، رنگ زیبای سبز را به نماد انتخاباتی تبدیل کنیم و شب های شاد خرداد 88 را به مردم ایران هدیه کنیم. مردم در آن شب ها خیابان هایی را که سالها بود از دست داده بودند، دوباره به دست آوردند، در آن خیابانها زنجیر سبزی بستند، خیابان را از سیاهی به سبزی بدل کردند، آواز خواندند و طنز را به خیابان بردند. مردمی که عادت کرده بودند در خیابان جدی و اخمو باشند، شهر به شهر خندیدند. ما جنبش سبز را ساختیم و این جنبش حالا دیگر به زور تانک و هلیکوپتر هم به خانه نمی رود.

ما پیروز شدیم، چون توانستیم در انتخاباتی پرشکوه حاضر شویم و به لایق ترین کسی که در میان نامزدها بود رای بدهیم. ما لکنت و تردید و دودلی موسوی را از او گرفتیم و به او نشان دادیم که اگر از حقوق مردم دفاع کند ما هم از او حمایت می کنیم. ما به او شجاعت بخشیدیم و از او اعتماد گرفتیم. ما در انتخابات پیروز شدیم. شدت این پیروزی چنان بود که آنان مجبور شدند با تقلبی آشکار، قطع کلیه ارتباطات، با کودتای نظامی خودشان را پیروز نشان دهند. اما ما با قدرت و به دور از خشونت همانطور که گفته بودیم بر سر حرف مان ماندیم.

ما پیروز شدیم، چرا که توانستیم یک رهبر یکدل و یکرنگ را به رهبران اصلاح طلب دیگر اضافه کنیم و بحران رهبری را که در سالهای اخیر جنبش اصلاحات را دچار سردرگمی کرده بود، حل کنیم. یافتن موسوی و نشاندن او بر شانه های ملتی که در کنار اوست، پیروزی بزرگ ما بود.

ما پیروز شدیم، چون موفق شدیم برای نخستین بار پس از سالها مردمی همدل و همراه بسازیم، مردمی که با شهامتی بی نظیر و نظمی حیرت آور راهپیمایی چند میلیون نفری سکوت را در مقابل چشمان ایرانیان و جهانیان برگزار کردند. ما توانستیم در میان دهها هزار مامور ضد شورش بدون کوچکترین تندروی و خشونت طلبی خواست مان را بگوئیم و بر آن تاکید کنیم. ما برای همیشه پیروز شدیم، چون دیگر گفتن اینکه ” مردم ایران شجاعت و پایداری ندارند” یک داستان قدیمی است. جنبش سبز شجاعت گمشده همه ماها را به ما بازگرداند. حنجره های گرفته ما بازشد و شب ها آسمان تهران و سراسر ایران طنین الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور گرفت. طنینی که هر روز قوی تر می شود.

ما پیروز شدیم، چون تصمیم گرفتیم خودمان، رئیس جمهور منتخب مان و حکومت را وادار کنیم که از ما صرف نظر نکنند. ما مردم هستیم، مردمی که دموکراسی را به حکومت تحمیل کردند و می کنند. ما هزینه های این رفتار سیاسی را پرداختیم و می پردازیم.

ما پیروز شدیم، چون اگرچه بسیاری از عزیزترین و بیگناه ترین مردمان مان کشته شدند و به زندان رفتند، اما این ما نبودیم و نیستیم که خشونت را ایجاد کردیم. ما شیشه ای نشکستیم و خانه ای آتش نزدیم، ما بر سر بامی نجستیم و ما چماق به دست نگرفتیم. ما میلیونها تن بودیم، با دل های پر از میل به آزادی و دهان های بسته. تلاش آنان برای تبدیل مردمی خشمگین به شورشگرانی که می توان سرکوب شان کرد عقیم ماند. ما همچنان با هوشمندی و درایت راههای مبارزه غیرخشونت آمیز را پیدا می کنیم و تا آخر پیروز می شویم.

ما سبزها پیروزیم، چون توانستیم حتی رقبای انتخاباتی و مخالفان تحریم کننده را نیز به صف خود بکشانیم و تمام دوستانی که همدیگر را در مجادلات سیاسی و در فضای یاس آلود پیش از خرداد 88 گم کرده بودند، دوباره به هم پیوستند و در هر جایی که ایرانیان زندگی می کنند اتحاد و همدلی را ساختیم، این همدلی را هیچ کس نمی تواند از ما بگیرد.

ما سبزها پیروز شدیم، چون توانستیم حتی در دل کسانی که دشمنانه به ما نگاه می کردند این احساس را ایجاد کنیم که ما مردمانی صلح طلب هستیم که فقط حق مان را می خواهیم. ما نه انقلاب می خواهیم، نه خواهان دشمنی با کسی هستیم. حالا دیگر حتی کسانی که ده روز قبل به احمدی نژاد رای داده بودند، در کنار ما هستند و قدرت طلبان خشونت طلب جز مزدورانی که با گرفتن دستمزد روزانه مردم را کتک می زنند و می کشند هیچ کسی را ندارند.

ما سبزها جهان را تسخیر کردیم. ما در همه شبکه های تلویزیونی و روی جلد همه مجله ها و در همه پارلمانها و در همه شهرها حضور جدی داریم، ما پیروز شدیم، چون هرچه کردند و می کنند که از ما انقلابیونی شورشگر بسازند نمی توانند. ما مردمانی هوشمندیم که زیر سیطره مردمانی زورگو زندگی می کنیم، هوش و دانایی ما به ما راههای نجات را نشان می دهد، ما جنبش سبز را ادامه می دهیم، زورگویان را خسته می کنیم و شهر سبزمان را از آنان پس می گیریم، ما ایران را سبز و زیبا می خواهیم.

ایران سرزمین ماست، ما مردمی متحدیم، ما مردمانی بی شماریم، ما رهبرانی قابل اعتماد داریم، ما می دانیم چه می خواهیم و با وجود دشواری راه، می دانیم که فردا سبز ترین روز خداست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 13:39  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
ابراهیم نبوی
کودتا یک کار عملیاتی است که دولتها وقتی خیلی زور دارند و بلد نیستند حرف بزنند، انجام می دهند. در کودتا یک دولت، کارهایی مثل تصویب قانون، برگزاری انتخابات، تحمل مخالفان، مذاکره، مناظره، دستگیری عناصر مساله دار و کارهای شبیه این را بکلی کنار می گذارد، و بدون شوخی تا ته قضیه می رود. در جریان کودتا دولت حق هر کاری را دارد، مردم هم بعد از کودتا خیلی اوقات به خودشان حق می دهند کارهایی که زمان کودتاچی ها نمی توانستند بکنند، انجام دهند.

انواع کودتا: کودتا مثل خیلی چیزهای دیگر یک نوع نیست، بلکه انواع مختلفی دارد، معمولا انواع آن هم بستگی به نوع کودتاچی( قد و وزن و نوع چکمه)، نوع مردم، نوع حمله، شکل دندان کودتاچی، جنس شلوار کودتا شوندگان و مقدار پولی دارد که کودتاچیان دارند. برای مثال چند نوع کودتا را نام می بریم:

کودتای خزنده: کودتایی است که در آن تعدادی نویسنده مشغول نوشتن رمان، تعدادی فیلمساز مشغول ساختن فیلم، تعدادی شاعر مشغول سرودن شعر و تعدادی نقاش مشغول کشیدن تابلو هستند، بعد یک عده مامور با عینک سیاه می ریزند و د بزن، اینقدر آنها را می زنند که آنها اعتراف می کنند نقاشی نمی کشیدند، نمی سرودند، فیلم نمی ساختند و رمان نمی نوشتند، بلکه کودتا می کردند، بعد ول شان می کنند و به تعدادی دیگر حمله می کنند.

کودتای درنده: کودتایی است که در آن تعدادی سگ هار را که مدتهاست آدم ندیده اند می اندازند به جان تعدادی دختر و پسر و زن و مرد و پیر و جوان که لباس سبز پوشیده اند و در خیابان راه می روند و شعارهای شاد می دهند، و می خواهند طبق قانون رئیس جمهورشان را تعیین کنند. و چون دست شان به مخالفان شان نمی رسد، هر کسی را که در خیابان می بینند، کتک می زنند و می کشند و اگر همه از خیابان به خانه رفتند، وارد خانه می شوند و هرکسی توی خانه بود جر می دهند، اگر هم نتوانستند وارد خانه ها بشوند، هر ماشینی که توی خیابانی باشد که قبلا کسی با لباس سبز از آن رد شده باشد، خرد و خاکشیر می کنند و اگر هم ماشین پیدا نکردند، باجه های تلفنی را که قبلا کسی که شال سبز پوشیده و هفته قبل از آنجا به جایی زنگ زده، می شکنند و اگر هیچکدام از اینها پیدا نشد احتمالا خودشان همدیگر را جروواجر می کنند.

کودتای جونده: کودتایی است مخصوص وزیر اطلاعات که وقتی یک روزنامه نگار روبرویش نشست و زیاد حرف زد، در فاز یک کودتا قندان را پرت می کند توی سرش و در فاز بعدی سینه اش را گاز می گیرد و او را می جود. معمولا دندان های پیشین این کودتاچی ها تیز و سینه کودتاشوندگان سفت است.

کودتای پرنده: در این نوع کودتا ابتدا هاله نوری در آسمان دیده می شود، بعد هاله مذکور زرتی می نشیند روی سر بیریخت ترین آدمی که دچار توهم است، بعدا او به مدت چهار سال اینقدر سوار انواع پرنده مثل هلی کوپتر و هواپیما می شود که از این کار خوشش می آید و وقتی بعد از چهار سال به او می گویند که نوبت ات تمام شد، حالا نوبت یکی دیگر است، دلش نمی آید پیاده شود، به همین دلیل کودتا می کند. در بسیاری از موارد عملیاتی شدن کودتای پرنده شبیه کودتای درنده است.

کودتای شرمنده: این نوع کودتا فقط در 28 مرداد 1332 اتفاق می افتد. در این نوع کودتا پانصد تا لات به کمک صد تا جی جی و تعداد کمی از مردم شروع می کنند به گفتن مقداری زنده باد که تا روز قبل مرده باد بود و تعدادی مرده باد که تا روز قبل زنده باد بود. در کودتای شرمنده دو موضوع مبهم وجود دارد. اولا کسانی که علیه شان کودتا شده، قبل از اینکه کسی چیزی به آنها بگوید فرار می کنند و می روند، طرفداران کودتا شده ها هم نیم ساعت بعد فرار می کنند و می روند روسیه، کسانی که گفته می شود کودتا کرده اند هم خودشان در زندان هستند و تازه بعد از اینکه رهبری کودتا را به عهده گرفتند از زندان آزاد می شوند، عامل اصلی کودتا هم که خودش مدتها قبل فرار کرده و رفته خارج. معلوم نیست اصلا کی علیه کی کودتا کرد؟ و بعد هم طرف کودتا شده برای اینکه نشان بدهد خیلی کودتای بزرگی بوده همه کشورهای دنیا را در کودتا مقصر می داند و همه را وادار به اعتراف می کند.

کودتای رونده: این نوع کودتا مخصوص کودتاچیانی است که یکهو بسرشان می زنند و خوششان می آید و کودتا می کنند، بعد همه را می گیرند، در نتیجه یکی می زند پس کله شان و می روند فلسطین شانزده سال بعد برمی گردند می گویند من برگشتم. سید ضیاء الدین طباطبایی یکی از این نوع کودتاگران بشمار می آید که در اثر یک تصادف کودتای بسیار مهمی کرد که تا چند ماه نه کودتا کننده و نه کودتا شونده متوجه نشده بودند که کودتا کردند.

کودتای نرم: نوعی کودتاست که اینقدر نرم است که فقط روزنامه کیهان متوجه آن می شود. در این کودتا یک گروه ایرانی- آمریکایی یا ایرانی معمولی می روند دانشگاه درس می دهند، یا می روند سر کار، بعد می روند کافی شاپ، بعد می روند سینما، بعد می روند مهمانی، بعد برای هم ای میل می زنند، بعد عکاسی می کنند، بعد دستگیر می شوند، بعد متوجه می شوند جاسوس اند و خودشان نمی دانستند، بعد اعتراف می کنند و بعد آزاد می شوند و بعد می روند خارج و کودتا تمام می شود.

کودتای روسی: یک ملت با ما مخالف است، با تانک از روی آنها رد می شویم و موافقت آنها را جلب می کنیم.

کودتای ایرانی: کودتای ایرانی ترکیبی از انواع کودتاهای درنده، جونده، روسی، پرنده و شرمنده است. این نوع کودتا با انواع رایج کودتا در سایر نقاط جهان تفاوت هایی دارد که باید به این تفاوت ها دقت کنیم

اول، در همه کودتا ها یک گروهی از یک حکومت علیه گروه دیگری در همان حکومت کودتا می کنند، در کودتای ایرانی حکومت علیه ملت خودش کودتا می کند.

دوم، در همه کودتاها حکومت رهبران مخالفان غیرقانونی را دستگیر می کنند، در کودتای ایرانی، دولت رهبران قانونی حکومت را یا دستگیر می کنند، یا حبس خانگی می کنند.

سوم، در همه کودتاها یک گروه رئیس جمهور را برکنار می کنند و خودشان قدرت را در دست می گیرند، در کودتای ایرانی رئیس جمهور کودتا می کند تا همان کارهای قبلی را ادامه بدهد.

چهارم، در همه کودتاها دولت اعلام حکومت نظامی می کند و مخالفان را سرکوب می کند، در کودتای ایرانی چون مخالف سرکوب شده وجود ندارد و اعلام حکومت نظامی غیرقانونی است، دولت هر کسی را که ببیند سرکوب می کند.

پنجم، در همه جا کودتاچیان برای اینکه اغتشاشات را سرکوب کنند کودتا می کنند، در ایران برای اینکه اغتشاش ایجاد کنند، کودتا می کنند.

ششم، در همه جای دنیا کودتاچیان با قدرت سر موضع شان می ایستند تا آرامش ایجاد شود، در کودتای ایرانی کودتاچیان شنبه آزادی می دهند، یکشنبه همه را به گلوله می بندند، دوشنبه تصمیم می گیرند آشتی ملی ایجاد کنند، سه شنبه همه کسانی را که قرار است آشتی کنند زندانی می کنند، چهارشنبه اختلافات خانوادگی را حل می کنند، پنجشنبه اعضای خانواده را کتک می زنند، و روز جمعه تازه خبر کودتا را اعلام می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 2:59  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
من در زمان انقلاب نبودم
نمی دانم که چرا دقیقا مردم انقلاب کردن(با این همه دروغ درک صحیحش مشکل است)
اما سوالی مطرح می شود آیا کسانی که شاه ملعون را از مقامش عزل کردن با این اعمال خود از شاه کمتر نیستند؟
آیا این بهانه که از راه قانونی می توان به حق دست یافت باعث می شود که اعتراض نکنیم؟
در حالی که می دانیم تقلب شده ومی دانیم عاملین تقلب کسانی هستند که باید از ارای مردم صیانت می کردن و یا حالا باید شکایت خود را پیش کسانی ببریم که خود در این تقلب سهیم هستند
آخر تا چه حد باید اشتباه کرد
در قزوین آرای احمدی نژاد بیشتر از موسوی بود شکی نیست ولی این که نمی شود آقای احمدی نژاد ۱۰۸ درصد از ارا را کسب کند!!!!
آیا این انتخابات کمتر از کودتا نبود؟
آیا رفتار احمدی نژاد نشان نمی دهد او یک دیکتاتور تمام عیار است؟
آیا اینها انتظار دارند که ما احمدی نژاد را رئیس جمهور خودمان بدانیم آنهم با این تقلب آشکار؟(به قول حضرت امام لاکن یک چیزی بگویید که بگنجه. ۶۳ درصد؟)
چرا تعرفها انتخاباتی در دماوند پیدا شده؟(حداقل یک جور خردش می کردید ،می سوزوندید و...)
آیا این رفتار لباس شخصیها کمتر از ساواک است؟
 
متاسفم و باز هم متاسفم که در این کشور زندگی می کنم که این چنین رفتار می کنند ،مردم را خاشاک می نامند،دزدی می کنند، دروغ می گویند،مردم را چیز تصور می کنند و...
متاسفم رهبرم که باید با مردم باشد ،مردمی باشد،مردم را درک کند،دستور به سرکوب می دهد.
و از کسی حمایت کند که خود می داند و همه می دانند که به کشور و نظام خیانت کرده است؟
اگر می خواهید کودتایی بر ضد هاشمی ترتیب دهید چرا مردم را قربانی خواسته های خود قرار می دهید؟
مردم حماسه ی ۸۵ درصدی(بر خلاف ۴۵-۵۰ درصدی های دور قبل)صورت ندادن که باز دولت قبلی تکرار شود
واقعا مشکل کشور ما در کجاست؟
 
یادم به یک جک افتاد:
یک روز یک خبرنگار خارجی می ره مسجد نماز بخونه می بینه مردم تو مسجد صف غذان
می گه :مگه اینجا نماز نمی خونن
می گن: نه،نماز دانشگاه تهران(مثل همین هفته)
می گه: مگه دانشجوها و اساتید تو دانشگاه ها نیستن
می گن: اونا که زندانن
می گه: مگه زندان جای دزدها نیست
می گن:پس کی کشور رو اداره کنه
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:5  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  | 
خبرگزاری انتخاب:
خبرگزاری فارس که طی ماههای گذشته تندترین اهانت ها به ایت الله هاشمی رفسنجانی داشته به نقل از یک استاد گمنام حوزه نوشت: هاشمي بازيگردان حوادث 27 سال اخير است.


حجت‌الاسلام‌ و‌المسلمين هادي عظيمي پنج‌شنبه شب در جمع طلاب و روحانيون به بيان مسائل و مشكلات رخ داده در سال‌هاي گذشته پرداخت، و اظهار داشت: كساني كه پشت اين حوادث و مشكلات بودند از اول انقلاب تاكنون به نفوذ در اركان اصلي نظام پرداخته‌اند و چون در شاخه منافقان نمي‌توانستند جايگاهي پيدا كنند در نقاب مجاهدان انقلاب مشغول به فعاليت عليه اهداف نظام اسلامي شدند.

وي به حمايت‌هاي هاشمي‌ رفسنجاني از بهزاد نبوي اشاره ‌كرد و گفت: چرا بايد هاشمي در مورد بهزاد نبوي اينقدر حساس عمل كند و هميشه حامي وي باشد.

عظيمي با اشاره به نخست وزيري ميرحسين موسوي در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي افزود: هاشمي هميشه از آغاز انقلاب و حتي قبل از آن پشت پرده به رهبري اتفاقات مي‌پرداخت و او بود كه فشار آورد تا موسوي را به عنوان نخست وزير انتخاب كند.

وي به سخنان مقام معظم رهبري اشاره و تأكيد كرد: آيت‌الله خامنه‌اي در سال 60 و از آغاز انقلاب تاكنون به ما هشدارهاي فراواني داده‌اند كه بايد مراقب كساني كه مي‌خواهند اركان نظام را بگيرند باشيم و اين نشان مي‌دهد ايشان از همان سال 60 با آنها درگير بوده‌اند .

اين استاد حوزه علميه قم افزود: چه كسي جز هاشمي كه نفوذ فراواني در اركان نظام داشت مي‌توانست از آن زمان تاكنون اين مسائل را سازماندهي و رهبري كند.

وي ادامه داد: اين آقايان 27 سال با همه مردم بازي مي‌كردند و در شاخه مجاهدين انقلاب به فعاليت برضد مملكت مي‌پرداختند.

عظيمي با اشاره به فعاليت‌هاي دولت نهم براي مبارزه با فساد گفت: چون احمدي‌نژاد دست اينها را از دولت و مسائل مملكتي بريد به مخالفت با وي پرداختند.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 0:48  توسط کانون صنفی فرهنگیان قزوین  |